فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

221

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

سنگفرش نيست رفت‌وآمد مىكنند . در دو طرف اين جادهء وسيع كه بسيار مستقيم و هموار است باغهاى بسيارى هست كه از طريق خانه‌هائى كه برخى متعلق به مردم و بعضى ملك شاهند بدانها وارد مىشوند . اين خانه‌ها اگرچه كوچكند چون بر جاده ساخته شده‌اند و طارميهاى زيبا و مشرف بر آن دارند منظره‌اى بديع بوجود آورده‌اند . علاوه بر خانه‌ها ، يا بهتر بگوئيم مناظر خانه‌ها ، خيمه‌ها و دكانهاى كوچكى در كنارهء جاده هست كه همه‌چيز در آنها فروخته مىشود - بيشتر اشياء مورد احتياج تا قيمتى و بخصوص انواع ميوه و مربا ، زيرا اين جاده در همهء ساعات روز گذرگاه بىنهايت مردم از هر صنف و طايفه‌اى است . در اطراف جاده درختهاى چنار و ديگر انواع درخت كاشته شده است و منتهى به پلى زيبا مىشود كه بر زاينده‌رود زده‌اند و يكى از بهترين آثار معمارى كشور پادشاهى ايران است ؛ پلى است كه اگر از بازار بزرگ لار بهتر نباشد با آن برابرى مىكند . اين پل نيز از بناهاى اللهورديخان است . و با اينكه دشمنان و حاسدانش مىگويند اين بنا با پول شاه ساخته شده است نمىتوانند انكار كنند كه بانى شخص اوست ؛ اما عقيدهء عموم مردم كه حقيقت نيز همان است - اين است كه اللهورديخان پل را به خرج خود ساخته است . بستر زاينده‌رود در اين نقطه عمق زيادى ندارد اما عريض است چنان كه مىتوان حدس زد كه آبش به اندازهء آب خنيل « 165 » اسپانياست هنگامىكه از شهرهاى اسيا « 166 » و كاريون « 167 » مىگذرد و به پيس‌ورگا « 168 » مىريزد . چون زاينده‌رود در اين مكان بسيار عريض است بزرگ و پرآب مىنمايد و حال آنكه در حقيقت چنين نيست . اگرچه درازاى پلى كه بر آن احداث شده سيصد پا « 169 » است ، سراسر پل بر طاقهائى از سنگ سفيد استوار گرديده است و چنان پهن است كه دو ارابه مىتوانند دوشادوش يكديگر روى آن حركت كنند . در هر طرف پل جان‌پناهى است به ارتفاع يك نيزه . در اين جان‌پناه ، در فاصلهء هر ده پا پنجره‌هاى بزرگى تعبيه شده است كه مىتوان از

--> ( 165 ) Xenil ( 166 ) Ecya ( 167 ) Carrion ( 168 ) Pisverga ( 169 ) طول پل سيصد متر و عرض آن ده متر است . - م .